دانلود فیلم اروند + نقد فیلم

دانلود فیلم اروند با بازی سعید آقاخانی و طناز طبابایی

دانلود رایگان فیلم اروند

نقد فیلم اروند اضافه شد | لینک دانلود اضافه شد

دانلود رایگان فیلم مادر قلب اتمی با لینک مستقیم

داستان :

یونس جانباز اعصاب و روان، حالا بیست و هفت سال پس از پایان جنگ هنوز هم با خاطره هم رزمانش روزگار می‌گذراند. همراه شدن او با یک گروه تفحص اما اتفاقات تازه‌ای را در این جریان سیال ذهن وارد می‌کند…

کارگردان: پوریا آذربایجانی

تهیه‌کننده: مهدی داوری

نویسنده: پوریا آذربایجانی

بازیگران: سعید آقاخانی ، طناز طبابایی ، مهرداد صدیقیان ، پانته آ پناهی ها ، امید روحانی ، حسین سلیمانی ، علی شادمان ، کاظم سیاحی

موسیقی: کارن همایونفر

فیلم بردار: مرتضی غفوری

تدوین: امیر ادیب پور

تاریخ انتشار: 31 شهریور 1395

فروش گیشه: 183,782,000 تومان

دانلود اروند

دانلود رایگان فیلم اروند با لینک مستقیم

کاربران عزیز برای حمایت از صنعت سمعی بصری و تعطیل نشدن پروژه هایی که قبلا هم بخاطر دانلود رایگان و غیر قانونی، تعطیل شده اند، با پرداخت مبلغ ناچیز نسخه قانونی و حلال را دانلود کنید.

(با خرید قانونی و پرداخت مبلغ ناچیز نقش بسیار موثری در پیشرفت صنعت سمعی و بصری ایران داشته باشیم)

از اثر دلخواه خود با پرداخت مبلغ ناچیز حمایت کنیم

با جستجو در اینترنت به دنبال نسخه رایگان فیلم اروند وقت خود را تلف نکنید.


لینک خرید دانلود حلال و قانونی


کیفیت 1080p:

لینک قانونی

کیفیت 720p:

لینک قانونی

کیفیت 480p:

لینک قانونی


دانلود نسخه رایگان


به درخواست صاحب اثر لینک رایگان حذف شد


جهت اطلاع سریع از قرار گرفتن لینک ها در کانال تگرام فیلم و سریال عضو شوید

عضویت در کانال تلگرام


نقد فیلم

توجه! این نوشته داستان فیلم را لو می‌دهد.


فیلم اروند با فلاش‌بک‌هایی تکه‌تکه و گسسته؛ ولی گویا آغاز می‌شود و یونس قصه‌ی اروند، جانبازی‌ست که به مانند صاحب اسمش از دل آب و دشمن نجات یافته و جسمش در آسایشگاه جانبازان و روح و ذهنش در کنار هم‌رزمان دلیرش باقی‌ست. هر روز خود را در کنارشان حس می‌کند،‌ با مرتضی، حسین، ایاز، ابراهیم و… حرف می‌زند و با آنان زندگی می‌کند و اعتقاد به زنده بودن‌شان دارد. اعتقادی که خانواده‌های آن عزیزان سال‌ها بدان باور داشتند؛ اما در نهایت از بازگشت پاره‌های تن‌شان ناامید شدند و گاهی یونس را بابت امید واهی‌ای که به آن‌ها داده، سرزنش می‌کنند؛ اما یونس به بازگشت رفقایش ایمان دارد.

یونس (سعید آقاخانی) برای‌مان از عشق می‌گوید. از این که به خاطر محبوبه‌ی کوچک و زیبا می‌خواسته زیرآبی تا جزیره برود و برایش مروارید بیاورد غافل از این که سال‌ها بعد،‌ جایی دیگر، طوری دیگر، مرواریدها را می‌یابد و پس می‌آورد برای محبوبه‌‌هایشان، نه از درون صدف، بلکه از دل خاک. یونس و محبوبه دو فرزندخوانده دارند، لیلا (طناز طباطبایی) دختر مرتضی (مهرداد صدیقیان) و امیرعباس پسر حسین (کاظم سیاحی). لیلا دختر جوان و زیبای‌شان که درگیر مشکلات شدید خانوادگی‌ست و به‌زودی باید در دادگاهی برای جدایی و بازپس‌گیری فرزندش حاضر شود و امیرعباس که سندروم دان دارد و محبوبه به تازگی در وسایلش سیگار پیدا کرده. رابطه‌ی یونس با دو فرزندخوانده‌اش چنان دلسوزانه و پدرانه‌ست که وقتی متوجه می‌شویم هیچ کدام از آن‌ها فرزند محبوبه و یونس نیستند، شدیدا جا می‌خوریم. محبوبه و حاج مصطفوی (امید روحانی) سعی دارند یونس را از رفتن به تفحص منصرف کنند؛ اما محبوبه که طاقت دیدن بی‌تابی همسرش را ندارد، رضایت به رفتن یونس به جزیره ام‌الرصائص و ابوالخضیب می‌دهد. محبوبه‌ای که عاشق یونس است؛ ولی از او دوری می‌کند. یونس با کاروان تفحص همراه می‌شود، در ذهنش لیلا را همراه خود می‌برد تا با حال و هوای جنگ آشنا شود و با پدرش مرتضی دیدار کند. یونسی که هوای همه را دارد و چون می‌داند ایاز، دلش برای سینای یک ساله‌اش تنگ است، در خیالش تلفن همراه را به ایاز می‌دهد تا صدای سینا را بشنود. سینایی که اکنون مرد رشیدی شده و همراه کاروان تفحص، به جست‌وجوی پدر آمده. پدری آذری که جانش را برای وطنش فدا کرد تا نشان دهد، همه جای ایران سرای اوست

فلاش‌بک‌‌های فیلم اروند، بسیار خوب و حساب شده‌اند و مخاطب را به‌بهترین وجه ممکن با حوادث گذشته و جریان فعال ذهن یونس همراه می‌کنند. مثلا ۲۷ سال پیش از کنار اتوبوس یونس و هم‌رزمانش نفربری پر از زرمندگان عبور کرده و حالا که یونس به خودش می‌آید و ما را هم به حال باز می‌گرداند، وانتی را می‌بینیم که پشتش عده‌ای سرخوش و شاد به عروسی می‌روند و پای‌کوبی می‌کنند. چه خون‌ها داده شده برای این احساس امنیت امروزه در کشورمان. فیلم از موضع‌گیری‌های سیاسی و اعتقادی دوری جسته و مخاطب در فیلم اروند با کلی جوان عاشق طرف است که همدیگر را همان‌طوری که هستند پذیرفته‌اند، به هم احترام می‌گذارند و هدفی ندارند جز رضای خدا و آزادی وطن. شخصیت‌پردازی‌ ِ بسیار خوب، پرسوناژهایی حقیقی را به مخاطب معرفی می‌کند که از هر تکلفی به دوراند و دیالوگ‌هایشان تاثیرگذار و به‌جاست. مکالماتی که مناسب و مختصرند و داستان‌ را پیش می‌برند و هر چه نیاز به دانستن آن باشد را در اختیار بیننده قرار می‌دهند. پرسوناژهایی که سهم‌شان یا شهادت شد یا جانبازی. شدند باباهای در قاب، اسم فرزند معشوق‌ و یا جانبازانی که زندگی‌شان را دادند تا ما امروز زندگی کنیم. کسانی که خودشان و خانواده‌های‌شان با بی‌اعتنایی‌ و بی‌مهری مسئولین و برخی از مردم مواجه هستند. شخصیت‌هایی که آشنایان سال‌های نه‌چندان دور و غریبه‌های امروزی‌اند؛ حافظان وطنی که خلوص‌شان، اعتقادشان و تفکرشان فرسنگ‌ها با جامعه امروزمان فاصله دارد. در جامعه‌ای که فردی یک جانباز را دیوانه می‌خواند. رزمندگانی که خانواده‌هایشان هیچ مالی، ملکی و سهمی از شهر محل زندگی‌شان ندارند.

بخش صداگذاری فیلم اروند، متاسفانه نمره قبولی دریافت نمی‌کند؛ چرا که برخی از گفت‌وگوها واضح به گوش نمی‌رسند و گاهی صدای موزیک فیلم و یا صداهای محیطی بر صدای بازیگر غلبه میکند. به جرات می توان گفت سعید آقاخانی، یکی از بهترین و موثرترین بازی‌های دوران حرفه‌ایش را در فیلم اروند به نمایش گذاشته‌است. بازی قوی، زیرپوستی و یک‌دست او، موجب می‌شود تا یونس ِ فیلم اروند برای همیشه، وارد قلب و جان مخاطبین شود. کارگردانی کار به نسبت خوب است با چند نقطه مبهم. یکی از این نقاط ابهام، تعداد غواصان است. می‌دانیم که تعداد شهدای غواص یافت شده در سال گذشته، ۱۷۵ نفر است. این در حالی‌ست که در فیلم اروند، زمانی که غواصان اسیر و دست‌بسته را در زمین کنده شده می‌بینیم، به نظر تعدادشان از تعداد انگشت‌های دست فراتر نمی‌رود. مطمئنا اگر تعداد صحیح شهدای غواص‌مان در فیلم رعایت می‌شد،‌ این صحنه‌ی بازسازی که بسیار تکان دهنده بود، تکان‌دهنده‌تر و تاثیرگذارتر می‌نمود. مسئله بعدی برمی‌گردد به نحوه کارگردانی در شب عملیات.  زیر آب، غواصان به رگبار بسته می‌شوند و جمع کثیری از آنان به شهادت می‌رسند. تعدادی که نجات یافته‌اند، سعی در حمله به دشمن دارند که گیر می‌افتند و ما یونس زخمی را می‌بینیم که خود را بالاخره از آب گذرانده و از دور شاهد اسیر شدن هم‌رزمانش است. جایی که تعدادی از غواصان از آب بیرون می‌آیند و به دشمن حمله می‌کنند، از لحاظ صحنه‌پردازی کاملا منطبق با منطقه‌ای‌ست که عملیات کربلای ۴ در آنجا اتقاق افتاده‌است، اما آقای آذربایجانی کار را نصفه گذاشته‌اند و صحنه اسیر شدن غواصان را کامل نشان نمی‌دهند. جدا از این کارگردانی در این سکانس و سکانس خاک ریختن توسط ماشین خاک‌ریز بر روی غواصان دلیرمان، به احتمال قوی، بهتر از این می‌توانست کار شود و غم و وحشت بیشتری را به بیننده منتقل کند

به این پست امتیاز دهید.
بدون رای!
  • دیدگاها ، پس از تایید مدیران سایت منتشر خواهند شد.
  • دیدگاهای انگلیسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نخواهند شد.